محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

33

مخزن الأدوية ( ط . ج )

فصل پنجم : در بيان سبب اختلاف اقوال اطبا در ماهيت و خواص ادويه مخفى نماند كه چون اكثر ادويه به سبب اماكن و بلاد و فصول اربعه و خشكى و ترى و تازگى و كهنگى و خامى و كمال رسيدگى و امثال اينها مختلف الصور و الماهيت مىباشند پس هرگاه شخصى مثلًا در بلدى دون بلدى و يا در فصلى دون فصلى و يا در حين تازگى و يا در زمان خشكى و يا در وقت خامى و نارسى و يا در هنگام پختگى و رسيدگى و امثال اينها دوايى را مثلًا مشاهده نمايد و به حسب ادراك خود بيان ماهيت از شكل و رنگ و طعم و رايحه و غيرها از آن نمايد و ديگرى در غير آن بلد و اوقات و احوال ديگر ملاحظه نمايد و ماهيت و طبيعت و منافع و مضار آن را موافق محسوس خود ذكر نمايد و همچنين پس احوال مذكوره هر يك لا محاله مخالف يكديگر خواهند بود و احاطه بر جميع احوال مراتب هر چيز مقدور شخص واحد نيست و همچنين هر يك يك خاصيت و نفع و ضرر آن را به حسب اطلاع خود ذكر خواهند نمود و ظاهر است كه امور مذكوره منحصر در آن نيست و به حسب اوضاع فلكى و تغييرات آنها اختلاف در امزجه و خواص ادويه واقع مىشود و باعث اشتباه در ماهيت و قوّت و خاصيت اكثر ادويه اين امور مذكوره است و الله اعلم . * بدان كه * آنچه از كتب متقدمين ظاهر مىگردد اول كسى كه متوجه تحقيق و جمع و تأليف ادويه گرديده ديسقوريدوس يونانى بود كه بعضى مردم او را لقمان حكيم مىدانند و او كتابى مسمى به مقالات سته در بيان حشايش تأليف كرده پس فولس حكيم است كه او ادويه را جمع نموده پس اندروماخس اصغر و او ترياق اكبر را جمع و تركيب نموده پس جالينوس ملقب به رأس البغل كه منافع ادويه مفرده را ذكر نموده ليكن متعرض بدل و مصلح و ساير احوال آنها نگشته و اول كسى كه متوجه ترجمه و نقل از سريانى به يونانى شده ديدروس نصارى بابلى است و او زياده از ترجمه ديگر چيزى بيان نكرده پس اسحاق بن حنين نيشابورى از سريانى به عربى نقل كرده با زيادتى افادات و ترجمه او مسمى به منقولات اسحق گشته و حنين والد او اغذيه را از ادويه جدا كرده پس نجاشعه در آن باب تأليفات بسيار كرده‌اند و اول كسى كه از اهل اسلام متوجه تأليف آن شده محمد بن احمد بن زكريا است كه كتاب كامل الادويه و كتاب شامل تحرير نموده پس شيخ الرييس ابو على سينا پس ابن اشعث پس ابو حنيفه دينورى پس شريف پس يحيى بن جزله صاحب منهاج پس جرجيس بن يوحنا پس صايغ پس امين الدوله پس ابن تلميذ صاحب مغنى پس ابو ريحان بيرونى صاحب تذكره سويدى پس مترجم آن پس شيخ ابن بيطار پس حاجى زين الدين عطار صاحب اختيارات بديعى پس شيخ يوسف بغدادى مؤلف ما لا يسع « 1 » جهله مشهور به جامع بغدادى پس شيخ داود انطاكى مصرى مؤلف تذكره اولى الالباب پس حكيم على گيلانى شارح قانون و او بسطى در ادويه داده پس حكيم مير محمد مؤمن تنكابنى صاحب تحفة المؤمنين و او نيز بسطى داده پس نواب معتمد الملك « 2 » حكيم سيد علوى خان قدس سره و ليكن از مؤلفات اوشان آنچه محرر ديده اكثر منتشر و ناتمام است و ديگر كسى به طول و بسط شايد متوجه نشده و ابن جزله و انطاكى هر دو مفردات و مركبات را در هم ذكر كرده‌اند و در ادويه هنديه بهتر از دستور الاطباء موسوم به اختيارات قاسمى حكيم مير محمد قاسم ملقب به هندوشاه مشهور به فرشته و مجربات افضلى حكيم مير محمد افضل نيست و ليكن اين هر دو و ديگران نيز از اطباى هند هيچ يك متوجه بيان ماهيت نشده‌اند و طبيعت و افعال و خواص را هم خوب بيان ننموده‌اند و بعضى ادويه هنديه را كه حكيم مير عبد الحميد بر حاشيه تحفه نوشته مبين‌تر و بهتر است .

--> ( 1 ) . ما لا يسع للطبيب : ب ( 2 ) . نواب معتمد الملوك : ب